20شهریور

ساعت هشت شب شده، حجم کار طوریه که تفاوتی برام با هشت صبح نمیکنه … انرژی به همون اندازه …
فکر میکنم جزو‌ محدود افرادی باشم که ۲۴ ساعت برای کار کردن انرژی دارم … چیکار میشه کرد وقتی رسیدن به اهداف، اهمیتش از زندگی کردن بیشتر میشه …
اگه کار برات لذتش از زندگی کردن بیشتر باشه چی ؟
تعریف لذت بردن از زندگی چیه ؟ که میگی کار ازش لذت بخش تره ؟
اگه کار جزوی جدا نشدنی از زندگیت باشه چی ؟
تعریف زندگی برای هرکسی متفاوته و قرار نیست همه مثل هم‌فکر کنن … که باز هم میگم … اگه قرار بود همه مثل هم فکر کنن، الان کره زمین گلستان بود !!!
برای من زندگی اونجایی لذت بخشه که از تک تک روزات بیشترین لذت رو ببری …
تموم اتفاقات، تموم احساسات، تموم شرایط خوب و بد، تموم فشارها، همه جزوی از زندگیه … بالا پایین جزوی از زندگیه … تا زمانی که بشینی و غر شرایط رو بزنی … هیچ فرقی با بقیه نمیکنی …
ولی میگن شهر که بی کلانتر باشه، قورباغه ها هفت تیر کش میشن…
عصبی نباشم حالا اینقدر 🤣🤣🤣
پنجره هارو وا کن هوا بیاد …
گشنمم هست …
.
.
😁😁 مشخصه حجم کار به سرم نزده و حالم خوبه خوبه ؟
.

بازنشر پست

درباره مهدی خطیری

عاشق خودمم. شدیدا رکم. بیخیالم. تنفر یا علاقرو راحت بیان می کنم. تعریف از خود رو ایراد نمیدونم اگه حقیقت باشه. اعتماد به نفس فت و فراوون. همیشه خندونم. عصبی نمیشم. زیاد فکر می کنم، خیلی زیاد. از هیچی ناراحت نمیشم. از هیچی + مرگ نمیترسم. بین عموم سنگین، کم حرف میزنمو خوب نگاه می کنمو خنده. بین دوستان + اینترنت فقط دیوونه بازیو تخلیه انرژی مثبت. با هرکس عین خودش رفتار می کنم. شدیدا راست گوامو منطقی، از پنهان کاری متنفرم. برا همه کارام دلیل دارم. تا حالا هم اینطور صریح خودمو معرفی نکرده بودم. + ادامه دارد.

پاسخ خود را بنویسید

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

© Copyright 1989-2020, All Rights Reserved