12ژوئن

ذهن و زبان

سلام.
میخواستم ایندفعه حرفمو با یه جمله معروف شروع کنم ولی الانه از هر چی جملست دیگه خسته شدم. کاشکی می شد فقط با گفتن یه حرف از این بار سنگین جملات خلاص شد. خیلی سخت شده. تو این دوره زمونه جمله ساختن خیلی سخت شده. جمله هایی که باید گفته بشن اما مدتها توی سلول ذهن اسیر میمونن. جمله هایی که وقتی به دروازه بزرگ گفتن میرسن٬ تبدیل به افسوس میشن.
بدون تامل. گاهی وقتها بدون فکر حرف زدن خیلی بهتر از با فکر حرف نزدنه.
بدون تامل. گاهی وفتها ذهن و زبان دست به دست هم میدن تا جملات به صدا تبدیل نشن و این ناشی از تلقین یک جمله همیشگیه که میگه: اول فکر کنید بعد سخن بگوئید.
کاشکی میشد حداقل بعضی اوقات زبان هم قدرت خودشو نشون میداد.
.
.
لبخند بر لبهای کمرنگ مرد نشست: «اکنون من و توئیم و همان خنده و نگاه. حرف بزن. دلم واسه صدات تنگ شده. دو ساله نشنیدمش!»
قطره اشک از صورت زن روی بالش مرد چکید.
مرد گفت: « میدونی سحر!؟ میخواستم جبران کنم! اما دیگه دیره… میگن قلبم دیگه نمیخواد کار کنه٬ بی معرفت رفیق نیمه راه شده»
لبهای زن از فرط بغض لرزید. آرام سر بلند کرد. اشک ژهنه صورتش را پر کرده بود.
– حمید! به خاطر من زنده بمون! میخوام همه چی رو از نو بسازم. بهم یه فرصت دیگه بده.»
و آرام خواند: «ما گرچه در کنار هم نشسته ایم… بار دگر به چشم هم چشم بسته ایم …. دوریم هر دو …. دور …»
پرستار سرش را از دست مرد خارج کرد:«متاسفم! تموم کرد…..»
.
چیزی برا گفتن نمونده …..
.
مینویسمتون.
بای.

بازنشر پست

درباره مهدی خطیری

عاشق خودمم. شدیدا رکم. بیخیالم. تنفر یا علاقرو راحت بیان می کنم. تعریف از خود رو ایراد نمیدونم اگه حقیقت باشه. اعتماد به نفس فت و فراوون. همیشه خندونم. عصبی نمیشم. زیاد فکر می کنم، خیلی زیاد. از هیچی ناراحت نمیشم. از هیچی + مرگ نمیترسم. بین عموم سنگین، کم حرف میزنمو خوب نگاه می کنمو خنده. بین دوستان + اینترنت فقط دیوونه بازیو تخلیه انرژی مثبت. با هرکس عین خودش رفتار می کنم. شدیدا راست گوامو منطقی، از پنهان کاری متنفرم. برا همه کارام دلیل دارم. تا حالا هم اینطور صریح خودمو معرفی نکرده بودم. + ادامه دارد.

پاسخ خود را بنویسید

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

© Copyright 1989-2018, All Rights Reserved