آرشیو سالانه: 1388

22آذر

میخوام دوباره خودم بشم

خیلی جالب بود، امروز دوست دختر قدیمیه یکی از دوستامو (محمود) دیدم، کلی خاطرات قدیمی واسم زنده شد، چند ساعتی تو خودم سیر میکردم، اینکه چی بودم، چیکارا میکردم، چه اتفاقی تو این چند سال واسم افتاد، چیکارا می کنم، چی شدم، صدای زنگ در اومد، در رو باز کردم، دیدم محمود جلومه، میدونم دو ثانیه هم نشد که نگاش کردم و سلام کردم، ولی تو اون دو ثانیه، سه سال خاطرات رفاقتمون از جلو چشم رد شد. حدود دو سال میشه که بین دوستیمون فاصله افتاد. وقتی دیدمش شدم مهدی قدیم، حدود 10 دقیقه پشت در داشتم با بالا پایین پریدن، احوال پرسی میکردم، یه لحظه احساس کردم 16 سالمه، یه لحظه همه چی از یادم رفته بود. …….. اولیش اومد.
دو تا، سه تا، نمیزارم بریزه.
امضا: انرژی مثبت

3آبان

من و سه دوست – قسمت یک

من سه تا دوست داره که به اضافه ی من با هم کار می کنن.
دوست یک = یک
دوست دو = دو
دوست سه = سه
یک و دو با هم کار می کنن = کاریک
دو و سه با هم کار می کنن = کاردو
یک و دو و سه با هم، هم کار می کنن = کارسه
من هم تو هر سه تا کار می کنه.
.
دو و سه سر قراری که با یک برای کارسه دارن نمیان و هرکدوم جدا تماس میگیرن که نمیتونن بیان و دلیلی برای نیومدنشون میارن.
یک قانع نمیشه و با آوردن دلایلی فکر می کنه که دو به خاطر کاردو که با سه داره کارسه رو که با یک دارن رو دو دره کرده.
یک کلی به کاری که دو در مقابلش انجام داده فکر می کنه و با فکر کردن به مجهولات و معلومات دلایلی به نظر محکم میاره که دو کارسه رو با سه برای انجام کاردو دو دره کرده.
من برای فهمیدن ماجرا با دو تماس گرفت و پرسید: کاردو کِی انجام میشه و دو در جواب دلیلی که سه برای نیومدن سر کارسه به یک داده بود رو به عنوان دلیلی برای انجام نشدن کاردو به من گفت.
من به سه اس داد و پرسید که با سه سر کاردو رفتی و در جواب همون دلیلی که برای نیومدن سر کارسه به یک گفته شد رو خوند.

– آیا یک افکار بی اساسش رو پرورونده ؟
– آیا دو، کارسه رو با سه دو دره کرد ؟
– آیا سه کاردو و کارسه رو دو دره کرد ؟
– آیا من افکار بی اساسش رو پرورونده ؟
– آیا ……
.
.
.

14مهر

دقت + انرژی و زمان = نتایج خوب

دقت کردین؟ بعضی وقتها بعضی آدما تو زندگیشون برای رسیدن به بعضی اهداف به بعضی از کارا دست میزنن که بعضیا در موردشون بعضی فکرایی که نباید بکنن رو می کنن. خوب من بهش دقت کردم. بهتره شما هم دقت کنین.
.
امروز که داشتم میرفتم یونیول، از رادیو جمله ی جالبی شنیدم که میگفت: “کسانی که از تو متنفرند، زمانی توفیق خواهند یافت که تو هم از آنها متنفر باشی”. نکته جالبش اینجاس که دقیقن دو روز قبلش یه اتفاقی واسم افتاد که اگه این جملرو قبلش شنیده بودم دیگه اون اتفاق نمیفتاد : | ….
نتیجه: مطالعت رو بیشتر کن.
البته اتفاق خاصی نبود، ولی در نوع خودش جالب بود و تجربه انگیز.
.
یه فکرایی تو سرم میگذره. دارم کم کم حمله می کنم سمتشون. فقط یه خورده انرژی و زمان می بره، که دارم با هم هماهنگشون می کنم و به نتایج خوبی هم رسیدم.

18مرداد

سلام مهدیه سی ساله !!!

نمیدونم چی باعث میشه که بیام بنویسم. بی خود و بی جهت. آهنگ چه گوارای نامجو رو گوش می کنم. نمیدونم چی باعث شد یه احساس خاصی بهم دست بده. نمیدونم چه احساسیه، ولی فکر کنم خیلی خوبه، چون باعث شد بیام بنویسم. …. پیدا کنیدش دوباره …….. شاید …… زخمی پیدا کن مردی را که بخواند چه گوارا …. هی هی ….
.
توی هفته گذشته، روزی ده ساعت سر تمرین تئاتر بودم. دیشب هم اجرا داشتیم. خیلی خوب اجرا کردیم. به عنوان اولین کار بد نبود. ولی حسابی خسته شدم. توی بیست سالی که خدا بهم عمر داده تا حالا همچین فعالیت سنگینی نداشتم. امروز بعد یه هفته درست درمون نشستم پشت کام. بعد یه هفته پیش خودمم بدون هیچ دغدغه ای و دوباره ……. دارم فکر می کنم سی سالگیم چه میشه. فکر میکنم به اینکه 10 سال دیگه میام دوباره اینارو میخونم چه حسی بهم دست میده.
سلام مهدیه سی ساله. چیه ؟ داری به دیوونه بودنت تو بیست سالگیت میخندی؟ یا اینکه هنوز دیوونه ای ؟ امیدوارم که تموم غصه ها ازت دور شده باشه… خوشحال باشی… بخندی. نه مثه الان که با آهنگ نامجو داری میریزی. مهدی، میدونم که میدونی این حالتتو دوست داری. وقتی فقط با خودتی. وقتی مینویسی. وقتی زمان نمیگذره، وقتی ……. یه مشت پر از گلوله ….. می افتد سنگین روی خاک ….. سیه را ماسترای تنها ……. که بخواند چه گوارا …….. دوستت دارم مهدی.
.
ساعت دو کنفرانس دارم یونیول. منتظرم ترم تابستون تموم بشه. بشینم سر کارای خودم، هنوز صبحانه نخوردم…..

27تیر

دوباره فردا …..

خیلی بهش فکر کردم، نه الان، خیلی وقته، ولی همیشه به این نتیجه میرسم که هنوز راهمون ادامه داره. امروز که غصصت همش از خدا میخوایم بمیریم، یا اینکه کاشکی زنده نبودیم. فردا دوباره خوشیم و خدارو شکر می کنیم. و دوباره فردا….
من همه جا میخندم، همه فکر می کنن من شادم. وقتی تنها میشم، جلوی خودمو نمیتونم بگیرم. همیشه خودمو سرگرم میکنم تا به خودم فکر نکنم. که اشکام …. ، که سرازیر شده. دیگه عادت کردم. عادت بدیه. باس ترک شه.
اصلا مهم نیست. دیوونم. ولی نمیخوام ادامه داشته باشه. نباید بنویسم. ولی مینویسم. دیگه نمینوسیم.
.
میخوام درونم و با درونم عوض کنم. خدا، کمکم کن سریعتر بشه.

.

.

.

تعبیر غزل 165 از دیوان خواجه حافظ شیرازی
اگر به خدا ایمان داشته باشی همه ی غمها و رنجها را می توانی تحمل کنی. در کنار شادی ها، رنج و غم نیز وجود دارد. از کینه ی حسودان نرنج و سعی کن که با عقل و درایت با آن برخورد کنی. به ایمان و عقل خود تکیه کن.

19تیر

پس من کیم ؟

………………………………………………………………………..

………………………………………………………………………..
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
دیروز ، امروز ، فردا
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
میدونی ؟
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
تولد ، زندگی ، مرگ
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
امروز چیکار کردی؟
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
.
………………………………………………………………………..
!!! یک سال از سال پیش گذشته !!!
!!! الانه 20 سال و 9 ماه و 19 روزمه !!!
دیروز بود یا پارسال؟
= ( (
فردا عزرائیل رو می بینم.

© Copyright 1989-2018, All Rights Reserved