آرشیو سالانه: 1385

30آذر

عوض شدن

پریروزا داشتم به یکی از دوستام فکر می کردم که میخواست عوض شه …. همش می گفت: من ایکارو کردم٬ دیگه نمیکنم به جاش این کار رو می کنم ٬ من اون کارو می کردم ٬ دیگه انجامش نمیدم٬ بجاش اینکارو می کنم …. بهش میگم تو که میخوای عوض شی چرا هی گذشتتو میاری وسط … کسی که یکیو زده ٬ بعد عذاب وجدان گرفته نمیاد بگه ایندفعه آروم تر بزنم که عذاب وجدان نگیرم ٬ میاد میگه من دیگه هیچ وقت کسیو نمیزنم.پس:
کسی که میخواد عوض شه، نگاه نمیکنه چی بوده، نگاه میکنه چی میخواد بشه.

12آذر

از هر دری …

راستی میدونی چیه… نمیدونی…. باشه بعدااا بهت میگم….الان بگم؟…..نه دیگه…..باشه بابا الان میگم….میگم كه…..بگو كه….. كدوم كه…. همون كه….اصلان ولش كه …..
آخرشم نگفتی که ….. خوب من میگم :
عشقی که عشق نمی آفریند یک بدبختی است.
اگر شما بدون اینکه طلب عشق کنید عشق می ورزید، یعنی اگر عشق شما عشقی است که قدرت تولید عشق ندارد، اگر به وسیله تجلی زندگی به عنوان یک عاشق از خودتان یک معشوق نساخته اید، عشق شما ناتوان است، یک بدبختی است! از هر دری ….

29آبان

خودت چطوری‌ ؟

سلام… فناوری نیروی هسته ای و پیروزی غرور آفرین دانشمندان توانمند مسلمان با ایمان ایرانی در زمینه بهره برداری صلح آمیز انرژی هسته ای و همچنین پیروزی حزب ا.. لبنان و شکست اسرائیل رو بی خیال… خودت چطوری؟
دیروز داشتم با یکی از بچه ها تلفنی صحبت میکردم میگفت تو چقدر چیز بارته٬ بهش میگم پسر خوب تو باید بهم بگی چقدر نادونی٬ میگه این حرفا چیه میزنی٬ گفتم: آخه خیلی چیزا هم هست که تو میدونی و من نمیدونم.
نتیجه: هر که بهت گفت نادون٬ بگو خودتی.
تا بعد بای.

12آبان

آقای نجفی

روز اول٬ دو ساعت بعد از وصل شدن تلفن جدیدمون ….
طرف : الو …..
من : جانم بفرماییید …..
طرف : منزل آقای نجفی ؟
من : نخیر اشتباه گرفتید …
طرف : مگه شماره ۲۲۲۲۲۲۲ نیست ؟
من : چرا ولی منزل آقای نجفی نیست٬ اشتباه گرفتی عزیز ….
طرف : ولی ما دو سال داریم با این شماره تماس میگیریم !!
من : الان که دو ساعته این شماره برای ماست .
طرف : یعنی چی ؟
من : یعنی این شماره رو خریدیم از مخابرات٬ یه دو ساعتی هم هست که وصل کردیم .
طرف : ولی ….
من : آره درسته٬ ولی شما دو ساله با این شماره تماس میگیرید٬ شما برید از خود آقای نجفی بپرسید .
طرف : می بخشید مزاحم شدم.
من : خواهش می کنم٬ تقصیر(درست نوشتم؟) شما که نیست.
طرف : تق . . . (گوشی قطع شده)
دست مخابرات درد نکنه با این خط دادنش. پسره زنگ زده میگه سلام محمد. میگم اشتباه گرفتید. میگه شوخی نکن کارت دارم. بابا به جون خودت این خطو تازه گرفتیم. مگه کسی حالیش میشه. تا الان بیشتر از بیست و یک دفعه زنگ زدن گفتن منزل آقای نجفی. بیخیال نمیشن. به بابام هم میگم برو مخابرات ببین چرا خط دسته دو بهمون دادن٬ آدم چه چیزایی که نمیشنوه. بابام هم مگه وقت می کنه.
ساسان! جات خالی یه حالی میده که نگو٬ باشه خودم بهت زنگ میزنم میگم٬ تا عمر داری بخندی.
نوک انگشت شصت پای راستم نه ببخشید دست راستم میخاره٬ چجوری بخارونمش؟ . من برم یه خورده راجع بهش فکر کنم …. نه واقعا فکر کن …. فرض هم کردی اشکالی نداره .

3آبان

نمک شوره

… سلام … خوب چی داریم ؟؟ یه وبلاگ خالی٬ یه آدمه بیکار به اسم مهدی و یه خواننده گرامی.
اول فکر کنم ببینم چی میخوام بگم ؟ چی بگم ؟ چی بگم ؟ هیچی.
هیچی باز از هیچی بهتره خوب. دروغ میگم؟ قبل از اینکه بنویسم فکر می کردم خیلی چیزا برا نوشتن دارم٬ حالا که مینویسم میبینم هیچی ندارم که بنویسم. یکی بهم یه چی بگه.
سرم میخاره
میدونستی نمک شوره. خوب منم میدونستم فکر کردی خیلی باهوشی؟ هنوز مونده به من برسی.
بازم سرم میخاره.
من برم سرمو بخارونم. بای.
© Copyright 1989-2018, All Rights Reserved